مشق عشق

دل نوشته

مشق عشق

دل نوشته

سوزد مرا

ساقی بده پیمانه ای ز آن می که بی خویشم کند

بر حسن شور انگیز تو عاشق تر از پیشم کند

زان می که در شبهای غم بارد فروغ صبحدم

غافل کند از بیش و کم فارغ ز تشویشم کند

نور سحرگاهی دهد فیضی که می خواهی دهد

با مسکنت شاهی دهد سلطان درویشم کند

سوزد مرا سازد مرا در آتش اندازد مرا

وز من رها سازد مرا بیگانه از خویشم کند

بستاند ای سرو سهی! سودای هستی از رهی

یغما کند اندیشه را دور از بد اندیشم کند

شبهای بی تو

شبهای رفتن تو، شبهای بی ستاره است

ببین که خاطراتم، بی تو چه پاره پاره است

با هر نفس تو سینه، بغض تو توگلومه

با هر کی هر جا باشم، عکس تو روبرومه

آخ چقدر تنگه دلم، برای اون شبهامون

کاشکی اون عشق بشینه، دوباره تو دلهامون

چی میشه برگردی بازهم، به روزهای گذشته

هوای پاییزی چرا، تو عشق ما نشسته

سپردی عهدمونو، به دست باد و بارون

منو زدی به طوفان، خودت گرفتی آروم

قهر تو راهمو بسته، غم دلمو شکسته

تو این صدای خسته، یاد تو پینه بسته

غم دلمو شکسته

غروب باز دوباره، شب توی انتظاره

ابر تو نگاهم نشسته، خیال گریه داره

اسم تو فریادمه، درد تو صدام ترانه است

خنده آینه تلخ و، بی تو پر از بهانه است

طلوع

و باز شبی دیگر بی تو سحرشد خورشید طلوع کرد اما کسی از دل من خبر ندارد که بی تو چه حالی دارم

سهم من از زندگی نیست این همه نا مهربونی

این عذاب ناتموم و حسرت و دل ناگرونی

...


وایسا دنیا

من دیگه خسته شدم بس که چشمام بارونیه پس دلم تا کی فضای غصه رو مهمونیه من دیگه بسه برام تحمل این همه غم بسه جنگ بی ثمر برای هر زیاد و کم وقتی فایده ای نداره غصه خوردن واسه چی واسه عشقای تو خالی ساده مُردن واسه چی نمیخوام چوب حراجی رو به قلبم بزنم نمیخوام گناه بی عشقی بیفته گردنم


دریچه

ما چون دو دریچه روبروی هم
آگاه ز هر بگو مگوی هم
هر روز سلام و پرسش و خنده
هر روز قرار روز آینده
عمر آیینه بهشت اما آه
بیش از شب و روز تیر و دی کوتاه
اکنون دل من شکسته و خستست
زیرا یکی از دریچه ها بستست
نه مهر فسون نه ماه جادو کرد
نفرین به سفر که هرچه کرد او کرد

نفرین به سفر که هرچه کرد او کرد


میمیرم برات

میمیرم برات

نمیدونستی میمیرم بی تو بدون چشات

رفتی از برم

نمیدونستی که دلم بسته به ساز صدات

آرزومه که نمیدونستی که من میمیرم برات

آهنگ میمیرم برات از پویا یزدانی

میمیرم برات

نمی دونستی میمیرم بی تو بدون چشات

رفتی از برم

نمی دونستی که دلم بسته به ساز صدات

آرزومه که نمیدونستی که من میمیرم برات

آهنگ میمیرم برات از پویا یزدانی

نمیخوام بیای

نمیخوام میون تاریکی من تو حروم بشی

نمیخوام ازت

نمیخوام مثل یه شمع بسوزی برام تا تموم بشی

برو تا بزرگی می خوام فقط آرزوم بشی

آهنگ میمیرم برات از پویا یزدانی

عاشقم هنوز ،

نمیخواستی که بمونی و بسوزی به ساز دلم

گفتی من میرم

تو میخواستی بری تا فرداها ، گل خوشگلم

برو راهی نیست تا فردا ها از آب و گلم..

آهنگ میمیرم برات از پویا یزدانی

سفرت بخیر

اگه میری از اینجا تک و تنها ،تا یه شهر دور

برو که رفتن بدون ما می رسه به یه دنیا نور

سفرت بخیر

برو گر شکستی ز من می تونی دوباره بساز

از دلی شکسته، ناامید و خسته ، تو باز غرور..

آهنگ میمیرم برات از پویا یزدانی

نمیخوام بیای

نمیخوام میون تاریکی من تو حروم بشی

نمیخوام ازت

نمیخوام مثل یه شمع بسوزی برام تا تموم بشی

برو تا بزرگی می خوام فقط آرزوم بشی

بخدا دارم دق میکنم برات

قسم

تو رو به قیمت جون
به همین یه لقمه نون
تو رو به ماه آسمون
به عاشقای بی نشون
تو رو به حرمت چشات
به همه مقدسات
تو رو به خود خدا
به هق هق شبونه ها
قسمت می دم قسمت می دم قسمت می دم
قسمت می دم از عشقم نگذری
قسمت می دم که از اینجا نری
قسمت می دم قسمت می دم
قسمت می دم از عشقم نگذری
قسمت می دم که از اینجا نری
قسمت می دم قسمت می دم
تو اگه بخوای فقط با یک نگاه
من برات خورشیدوآتیش می زنم
یه روزی دلم اگه تو رو نخواد
من اونو از توی سینه می کنم
تو رو به خود خدا
به تموم این شبا
تو رو جون رازقی
به نماز عاشقی
قسمت می دم
قسمت می دم از عشقم نگذری
قسمت می دم که از اینجا نری
قسمت می دم قسمت می دم
تو رو به قیمت جون
به همین یه لقمه نون
تو رو به ماه آسمون
به عاشقای بی نشون
تو رو به حرمت چشات
به همه مقدسات
تو رو به خود خدا
به هق هق شبونه ها
قسمت می دم قسمت می دم قسمت می دم
قسمت می دم از عشقم نگذری
قسمت می دم که از اینجا نری
قسمت می دم قسمت می دم
قسمت می دم از عشقم نگذری
قسمت می دم که از اینجا نری
قسمت می دم قسمت می دم

حرف دل

ز غم کسی اسیرم که زمن خبر ندارد

عجب از محبت من که در او اثر ندارد

غلط است هرکه گوید دل به دل راه دارد

دل من ز غصه  خون شد ، دل او خبر ندارد

شب دعا

امشب میخوام دعا کنم

خدا تورا صداکنم

گریه کنم دادبزنم

یه بند خدا خدا کنم

تو گریه هام یواش بگم

از غمه دوریاش بگم

میخوام بگم که باختمش اما چقدر میخواستمش....


روح بی قرار

باز امشب خاطره بازی شروع شد

خاطرات دوران جوانی . خاطراتی که هر لحظه با اون زندگی میکنم نمیدونم تا کی میتونم جلو خودمو بگیرم تا سراغش نرم.

تا کی میشه زندگی کرد بی عشق..

من و ماه و شب تارو یه دنیا بی قراری

من و تنهایی و یاد تو و یه زخم کاری