ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 |
این اولین شب برفی است که گریان و لرزان در زیر بارش رحمت الهی قدم میزنم.
یادمه بهم گفت که باران زیباست ولی برف رو بیشتر دوست داره ولی من گفتم که باران لطافت و شادی داره ولی برف سرما و دل تنگی. یادم هست که خندیدی و گفتی عاشقی و رویایی..... ان لحظه چشمانم پر از اشک شد.
ولی حال من بر دوست داشتنت احترام می گذارم و میخواهم شب تا صبح دم را در زیر برف قدم بردارم تا چشمان پر از بارانم را برف پاک کند.