مشق عشق

دل نوشته

مشق عشق

دل نوشته

مسافر

تو کی بودی ای مسافر که منو در من شکستی

رفتی اما در دل من تا همیشه زنده هستی

تو کی بودی که به یادت باید آواره بمونم

پا به پای باد شبگرد برمو از تو بخونم

انتظاره دیدن تو منو آروم نمی‌زاره

مثل بغضی که گلومو بسته اما نمی‌باره

چه نشستی که چشامو برقه تنهایی ربوده

چشمی از سحر نداشتم اگه داشتم از تو بوده

چه نشستی که شکستم زیرباره غم غربت

خالی از نغمه شوقم پر از قصه محنت

انتظاره دیدن تو منو آروم نمی‌زاره

مثل بغضی که گلومو بسته اما نمی‌باره

گم شدم تو شهر ظلمت رده‌پایی تو شبا نیست

با صدای حق حق من کسی اینجا آشنا نیست

ای صدای آسمونی پرم از هر‌چه شنیدن

کاشکی می‌شد پر کشیدن به هوای با تو بودن

انتظاره دیدن تو منو آروم نمی‌زاره

مثل بغضی که گلومو بسته اما نمی‌باره



 

نظرات 1 + ارسال نظر
[ بدون نام ] یکشنبه 26 مهر‌ماه سال 1388 ساعت 12:19 ب.ظ

سلام
ولی بعضی وقتها انسان کاری و انجام میده و از نظر خودش به دریا زده ولی نظر بقیه چیز دیگه اییه.....

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد